دوستی روز پیش sms زد:"از روستاها بیمار می یارن که نزار قطری شفا بده" و من هم بدون معطلی جواب دادم:"چه مردمان احمقی!"
تقدس گرایی و تقدس منشی در ریشههای فرهنگ ما ریشه دوانده است. تقدس همان تفكر و يا چیزی است که عدهای دوست دارند در يك دوره مشخص تاريخي دست نخورده بماند و ديگران را با ايستائي خود اندازه گيرند و چنانچه دیگران همراه نشوند به خشونت روي ميآورند.
در حوزه اجتماعي براي تقدس، ابتداء تفکر و یا فرد بت میشود، در نهايت به آن تسليم شده و او را سجده مي كنند. او را میستایند و بر دشمنانش خشم میکنند.
"تقدس گرا" با چشم ها و تفكر بسته، پاي بر زمين ميكوبد و انگشت اشاره را به تهديد نشان ميدهد.
به راحتي نظرات و تمايلات ديگر را نفي مي كند و حقيقت را فقط و فقط در داشتههاي خود حستجو ميكند.
فرد مقدس همه کار در توانش است از تعبیر خواب تا شفای بیمار! و مردمانی که عقل را به گوشهی راندهاند فوج فوج در ستایش این بت از یکدیگر سبقت میگیرند.
همه چیز آسمانی میشود و یا بهتر آسمان به روی زمین میآید و مشکلات را حل میکند. اینگونه است که جامعه در برابر پویایی واکنش نشان میدهد، سنت را میپرست و هرگونه رفروم در اندیشه را نفی میکند.
و این جبر اندیشگی جامعه تقدس زده ماست که "همه چیز مقدس است!"


