فیلسوفان ایدهآلیست معتقداند وجود دولت خیر است. دولت برای رشد كامل شخصیت انسان ضروری است.
وظیفه دولت این نیست كه جای فرد را بگیرد بلكه آن است كه به توسعه شخصیت او كمك كند و برای دست یافتن به كمال شخصیت انسانی، فرصتهای ممكن را ایجاد كند. در این راه این دولت است که باید موانع رشد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه را رفع کند.
مسايل و مشكلات مردم شناخته شده است از آنجا که وارد حل این مشکلات میشویم سیاست هم آغاز شدهاست؛ و این اخلاق سیاسی است که تعیین میکند که دولت بر رسالت خویش است یا خیر؟!
اخلاق سیاسی چیزی بیش از این نیست که گذشته را محترم بشماریم مسئولیت حال را بپزیریم و برای آینده کوشا باشیم.
اينكه هر كار يا دستاوردي را كه ريشه در گذشته دارد، آن را به حساب خود گذاشته و هر مشكلي را كه به دليل سياستهاي جاري رخ داده، به يكباره علت بروز آن را به گذشته ارجاع داد همان بیاخلاقی سیاسی است.
يكي دیگر از مهمترين ويژگيهاي اخلاق سياسي، دفاع از زيردست است. نباید شانههاي ديگران را نردبان ترقي خود نمود. همه را فداي خود کردن نهايت ناجوانمردي است. وقتی نهادی به نام دولت شکل گرفت، معنای با عنوان مسئوليت مشترك نیز شکل خواهد گرفت که جزء اصول اخلاق سياسي است. نمی توان مشکلات را به زیر دستان حواله کرد و خود را از گناه انتصاب و اعتماد تبرئه کرد.
قضاوت برای تعین درصد رعایت اخلاق سیاسی در کشورمان برعهدهای شما؟


