
دلما با شما است اگر بگذارند...
به ۲خرداد سلامی دوباره میدهیم:
کاظمرحیمینژاد،حمید منشی، حامد زارع،
اسماعیل حقپرست، صدرا جعفرپور، عبدالمحمد بابایی، سعیده آرین
و
خانه فرهنگ رستاک(فرزادمحسنپور)
روزنامهنگاری در بلاد ایران ماجرای خودش را دارد. گاه حرفهای ترین رسانهها در عصر سانسور و خفقان پدید میآمدند و گاه انبوه نشریات آماتوری در عصر آزادی پا به میدان میگذاشتند.
اما در این بین سه نسل روزنامهنگاران قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و دوره اصلاحات نسلهای موفق و مشخص این عرصه هستند.
نسل قبل از انقلابی همانهای هستند که در کیهان و اطلاعات قلمشان رشد پیدا کردهبود و یا در مدرسه روزنامهنگاری "کاظم معتمدنژاد" که بعدها شد همان دانشکده علوماجتماعی دانشگاه علامه فن روزنامهنویسی آموخته بودند.
انقلاب اسلامی این نسل اولیها را یا فراری داد و یا به گوشه عزلت فرستاد تا خاتمی بیاید، عصر آزادی مطبوعات دیگری رقم بخورد، همشهری و ایرانی متولد شود تا نسل اولیها یک بار دیگر راهنما و بزگ مطبوعات شوند.
نسل دومیها که فقط قلم به دستان فرهنگی بودند مدیون چند گروه هستند اول دکتر علمالهدی که به دعوت دکتر بهشتی از آلمان به ایران آمد تا آموزش و سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی را برعهده بگیرد هرچند که علمالهدی نتوانست نبود قانون کپی رایت را تحمل کند وبه اتریش کوچ کرد. دوم همان نسل اولیهای منزوی که از فیلتر نظام آموزشی ما گذر کردهبودند. به هر حال نتیجه این نسل شد کسانی همچون مجید رضایی، یونش شکرخواه، احمد توکلی، محمد آقایی، شمسالواعظین و... که نسل دومیهای مطبوعات ما بودند. هرچند کارمندان ساده اطلاعات و کیهان که با اهداف انقلاب اسلامی همراه شده بودند نیز جزوه همان نسل دومیها هستند.
اما نسل سومیها با یک واقعه به میدان آمدهاند. رفرمیسم سید محمد خاتمی که آزادی مطبوعات از اولین نتایج شروع این پرسه بود. اما نسل عاری از سواد مطبوعاتی که بیشتر دانشجویان دوم خردادی بودند آغازکر این نسل شدند. پیوند خوب نسل دومیها که آموزش و سردبیری این روزنامهها را بر عهده گرفتهاند آنها را نجات داد و فرزندانی همچون محمد قوچانی را متولد کرد تا روزنامه نگاری ایرانی دوران حرفهی بودن بی سابقهای را تجربه کند.
اما نسل ما که شاید نسل چهارم روزنامه نگاری باشد نسلی است که هنوز خود را نشناخته و برای به دست آوردن هویت خود گاه دست دوستی و گاه دست جدال به سمت نسل سومی ها دراز میکند.
نسل چهارمی ها معمولا سواد آکادمیک دارند و با علاقه خاصی به این میدان آمدهاند اما در این رکود مطبوعاتی گم شدهاند و با خود زمزمه میکند: "ما نسل از ست رفته تاریخ مطبوعات ایرانیم."
*دوست عزیزم حامد زاع همان نسل چهارمیها است که کار خود را از نشریان بومی و استانی آغاز کرده و امروز نسل سومیها دست دوستیش را فشردهاند. علارغم خواهشش برای حذف این چند سطور اما قصد دارم چاپ مقالهاش را در شهروند امروز که تجلی روزنامهنگاری حرفهای ماست به او تبریک بگویم و برای این دوستیش آرزوی پایداری کنم.

