تبليغاتX
خط خطی‌های ذهن


در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد  حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار  کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند  موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم  شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
ای عروس هنر از بخت شکایت منما  حجله حسن بیارای که داماد آمد
دلفریبان نباتی همه زیور بستند  دلبر ماست که با حسن خداداد آمد
زیر بارند درختان که تعلق دارند  ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان  تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد

تفالي به حضرت حافظ-ديروز 22ارديبهشت ماه 91

عكس نوروز ۱۳۹۱

+ نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 15:9 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

باور من در عمق دلها نمی گنجد
.
ماهی تنهاست
اشک ماهی در تنهايی دريا گم شد
درد صخره در دلتنگی موج غرق شد
.
باور ماهی در حجم دريا نمی گنجد
غم غروب در عظمت دريا نمی گنجد
.
.
در پشت پنجره شفاف دريا , ماهی را باور کن
عشق بازی موج با پولکی ها را ببين
نيايش باد را با زمزمه امواج ببين
لمس عاشقانه غروب با دريا را ببين
.
باور ماهی
در حجم دريا نمی گنجد
سماع گوشماهی ها را نمی بيند
نيايش باد را نمی شنود
عشق غروب را لمس نمی کند

+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 12:38 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

-كاش امده بودي كلافه ام!

-دارم به اين فكر مي كنم چه طور مي تونستم از كلافكي درت بيارم؟

-بودنت

-بودنم؟

-بودنت

-بودن رو تعريف كن؟

-شاید این جمله از وودی آلن را شنیده باشی "هشتاد درصد از موفقیت، حضور داشتن است."

-من براي بودنم هزارتا خط قرمز دارم!

*

-فكر نمي كردم بعد از من پاتو تو اون كافه بذاري...

-خاطره هاي خوب ازش دارم

-با كي ميري اونجا

-با كسي نمي رم كه خاطره هام رو خراب كنه!

-كاش امشب زود صبح بشه، كاش فصل بهار زودترتمام شه!

- كاش زودتر اين نوستالژيات تمام شه، من بهار رو دوست دارم. فصل شروعه!

-بهار فصل از دست دادن هاست براي من، همه جديد مي شن! هر شروعي پايان شروع قبلي بوده!  

 

+ نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 14:19 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

در عصر ارتباطاتی امروز، داشتن ابزار الکترونیکی، دسترسی‌ به شبکه جهانی‌ اینترنت و سواد رسانه‌ ای در تمامی حوزه‌ها و فعالیت های علمی‌، اجتماعی، سیاسی، آموزشی‌، بین‌المللی و تجارت، ضروری و اجتناب ناپذیر شده‌اند. اینکه آیا جامعه امروز ایرانی‌ به این ضرورت پی برده یا خیر، نیاز به یک تحقیق علمی‌ دارد ولی‌ قشر جوان و تحصیل کرده امروز به خوبی از آنچه که در دنیای مجازی می گذرد آگاه است و بسیاری از آنها از امکانات موجود استفاده می کنند. همینطور بسیاری از نهادهای خصوصی و ملی‌ به این واقعیت پی برده اند که در دنیای درهم تنیده، پیچیده و دیجیتالی امروز باید خودشان را با آخرین فراورده ها، دانش و ابزار ارتباطاتی مجهز کنند؛ چرا كه رسانه هاي مجازي برخلاف راديو و تلويزيون  باخورد مخاطبان خود را دريافت مي كنند به همين دليل شبكه هاي مجازي تاثير گزاري زيادي ايجاد كرده اند. 
افزایش چشمگیر و بدون وقفه شبکه‌ها و کاربران اجتماعی مجازی مانند فیس بوک، یوتیوب، می‌‌سپس وغیره، نمونه‌های بارزی ازاین فرایند هستند. ازسوی دیگر، بیشتر دولت ها ترجیح می دهند سطح آگاهی‌ مردم را پایین نگه دارند و افکار عمومی‌ را آنطور که دوست دارند و بر اساس منافع خودشان، هدایت و کانال های ارتباطاتی را کنترل کنند. در حقيقت پارادايمي كه ايجاد مي شود با پارادايمي كه دولت مي خواهد يكسان باشد اما شبكه هاي مجازي با توجه فراگيري خود پارادايم هاي حاكم را مي شكنند. اما اين نكته را هم بايد اضافه كرد كه توسعه فرهنگي، توسعه اقتصادي و توسعه تكنولوژي به فراگيري و اشتياق كاربران به اين فضاها افزوده است.
در اين موضوع چند ديدگاه وجود دارد، ديدگاه خوشبينانه مانند مك لوهان و راجرز هستند كه توسعه اقتصادي را پايه توسعه رسانه اي مي دانند افراد مكتب كلاسيك ها توسعه فرهنگي را پايه توسعه مي دانند. مكتب فرانكفورتي ها و افرادي مانند جامسكي هستند كه پارادايم هاي رسانه اي را در توسعه موثر مي دانند با اين نگاه فكر مي كنم اين تاثير گزاري مي تواند دوسويه باشد به اين معني كه توسعه شبكه هاي مجازي اجتماعي بر روي توسعه هاي تكنولوژيك و فرهنگي و اقتصادي تاثيرگزار است در عين حالي كه خود شبكه هاي مجازي اجتماعي محصول ايجاد اينگونه توسعه ها هستند.
اتفاق مهمتر در شبكه هاي اجتماعي مجازي كه به توسعه فرهنگي كمك مي كند شكسته شدن پارادايم هاي فرهنگي رسمي كشور است كه در فضاي حقيقي كمتر قابل تغيير بود. امروز تكنولوژي شبكه  تاثیرگذاری خود را روي فرهنگ فضاي حقيقي آغاز كرده است. سري به آلبوم عكس هاي دوستانتان در شبكه هاي مجازي بزنيد... 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 13:8 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد بجانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
جان بر لبست و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگ دستان کی زان دهن برآید
گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
عکس: نوروز91- پنجره حافظیه

برچسب‌ها: حافظیه
+ نوشته شده در شنبه 12 فروردین1391ساعت 10:21 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

تخت جمشید-نوروز1391

+ نوشته شده در جمعه 4 فروردین1391ساعت 10:12 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

حضرتش در فالی که باز کردیم فرمود:

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود

آخر ای خاتم جمشید همایون آثار گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود

واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود

عقلم از خانه به دررفت و گر می این است دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود

صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود

خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

 

+ نوشته شده در جمعه 26 اسفند1390ساعت 12:32 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

دوباره پشت پنجره

دوباره بغض خاطره

سکوت پشت پنجره

دوباره من و پنجره هوای دیدن تو

دوباره من و پنجره هوای خاطره تو

ایلام-پنجره قلعه والی/اسفندماه 90

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند1390ساعت 20:40 توسط محمد اسماعیل حق پرست |


آنقدر جاده ی
 پرپیچ و خم انتظار را می پیمایم 
تا بالاخره 
با آمدنت به مقصد برسم
جاده در كردستان-ارديبهشت ماه 1390

+ نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 13:42 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

دیوارهای شهری امروز دیگر فقط حائلی برای حریم خصوصی و یا ایجاد امنیت نیست. دیوارهای شهری به رسانه‌ای قدرت‌مند تبدیل شده که خصلت آزاد بودنش را به رخ دیگر اربابان رسانه می‌گشد. يکي از عناصر مهم در بحث تبلیغات، "تبلیغات شهری" است که بار عمده‌ی تبلیغات عمومی را بر دوش می‌کشد. پس از تابلوهای شهري تبلیغاتی که جایگاه ویژه و قابل تغییر است، دیوار های شهر فضای دائمی اطلاع رسانی ها محسوب مي‌شوند که با توجه به دو عامل عمومیت و دائمی بودن، کمتر تجاری و فضایی برای رساندن مفاهیم عام و پرمخاطب تری همچون شعارهای مذهبی و اخلاقی، چهره نگاری ها، تصویر اماکن تاریخی و زیارتی و از این قبیل مواردند. دیوار امروز بلندگوست، تیربیون است! دیوار افشاگر و برملا کننده بسیاری از برحه های سرنوشت ساز است، دیوار نمادی از جنگ قدرتها است. دیوار رسانه‌ای چند صدایی است. دیوار رسانه ای مردمی است که می خواهند فریاد کنند، رسانه‌ای برای جوانی که به دنبال چشمانی برای دیده شدن می‌گردد، رسانه‌ای برای طبقه ثروت‌مند که کالایش را تبلیغ کند و رسانه‌ای برای مستمندان که دردهاشان را جار بزنند. دیوار رسانه‌ای قدرتمند است، وقتی که پوسترهای تبلیغات انتخابات را در خود جای می دهد و یا گاه فحش‌های گروهی را بر ضد رقیب! دیوار گاهی ابزار قدرتنمایی حکومتهاست وقتی که برای دنبال تبلیغ آرمان های خود به دیوارنگاری بر دیوار‌های شهری رو می آورد. دیوار کارناوال رادیکالترین سخنان سیاسی از مرگ برها و درود برهاست. دیوار برای نوشته‌ها و نقش ها محدودیتی قائل نیست. دیوار آزاد است. این بار وقتی در پیاده روی شهر قدم می‌زنید کمی هم به رسانه دیوار دقت کنید! تا رسانه‌ دیوار را به چشم یک منبع تاریخ نگاه کنید. این کتاب تاریخ که صفحه هایش از آجر و سیمانند، هنوز هم در حال ورق خوردن هستند.

*منتشرشده در روزنامه ملت ما

+ نوشته شده در شنبه 6 اسفند1390ساعت 23:10 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

انگار همین روزهای زمستان بود

كه تو بی دلیل عزادار شدی

بهتر از من می دانستی.

من در آن زمستان، تازه عاشق شده بودم!

عشق زمستانی

تباهی ِ تابستانی!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 10:47 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

تو ماه را
بیشتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود
(رسول يونان) 


(نماي از دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات يزد)


برچسب‌ها: ماه
+ نوشته شده در شنبه 15 بهمن1390ساعت 13:35 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

در باب چيستي جامعه شناسي مردم‌مدار
جامعه شناسي براي گروه‌هاي مردمي

 هربرت گانز، از روسای پیشین انجمن جامعه‌شناسی امریکا، نخستین جامعه‌شناسی است که اصطلاح جامعه‌شناسی مردم‌مدار را در سال ۱۹۸۸ پیشنهاد کرد البته امروز مایکل بوروی را چهره‌ای شاخص و موثر در بسط و گسترش و نیز تثبیت جایگاه این نوع جامعه‌شناسی بايد دانست.از محوری‌ترین نکات در رویکرد به جامعه‌شناسی مردم‌مدار، دو پرسش اساسی است؛ جامعه‌شناسی برای چه کسی؟ و جامعه‌شناسی برای چه؟ در واقع، در پاسخ به این دو پرسش است که بوروی به یک نظام تقسیم کار در جامعه‌شناسی می‌رسد و بر این اساس چهار نوع جامعه‌شناسی حرفه‌ای، سیاست گذار، انتقادی و مردم مدار را از هم متمایز می‌سازد.مایکل بوراووی، رئیس انجمن بین المللی جامعه شناسی با طرح جامعه شناسی مردم مدار اهالی جامعه شناسی را متوجه نکته  مهمی کرد. در کنار جامعه شناسی برخواسته از آکادمی و دانشگاه ، در کنار جامعه شناسی انتقادی و روشنفکرانه، در کنار جامعه شناسی که طرح‌های بازار و دولت را پیش می برد، جای جامعه شناسی ای خالی است که مردم را مشاهده کند، هدف را گروه‌های مردمی دانسته و برای مردم تولید کند. این جامعه شناسی جدید دغدغه اش مردم و یا به تعبیری درست‌تر، گروه‌های مردمی است.روند مورد نظر جامعه شناسی مردم مدار راهی برای شناسایی مسائل و موضوعات جامعه اش است  و در برابر دستور کار جامعه شناسی حرفه ای قرار می‌گیرد که مسئله یابی را به خلاقیت و اکتشاف شخصی دانشجویان و پژوهشگران واگذار کرده‌است. از این روست که جامعه شناسی مردم مدار در طی گفتگوئی دو طرفه با مردم به شناسایی مسائل و موضوعات گروه های مردمی پرداخته و به معنای دقیقتری به «جامعه» شناسی روی می آورد. در مقاله‌اي مهدي حاجي مهريان  جامعه‌شناسی مردم مدار را اينگونه مثال مي‌زند كه "جامعه همانند پیکری است که پزشکان/ جامعه شناسان با ابزار و سنجش های مختلف همواره میزان فشار خون، نوار قلب، دمای بدن و وضعیت این پیکر را ارزیابی و رصد می‌کنند." جامعه شناسی مردم مدار چنین رصدی را در طی همین گفتگوی توامان و دوطرفه با گروه های مردمی انجام می‌دهد. دکتر محمد امین  قانعی راد در سخنراني خود پيش روي اعضاي انجمن جامعه شناسي ايران در خصوص جامعه شناسي مردم مدار مي‌گويد:"جامعه شناسی مردم مدار باید در خدمت مردم و جامعه مدنی باشد، مخاطبش را مردم بداند، برای آنان و به کمک آنان به تولید دانش جامعه شناختی بپردازد و مقیاس هایش را نیز متناسب با چنین شرایطی تنظیم كند." قانعی راد معتقد است كه بازخوانی مقالات پژوهشی به زبان همه فهم، که البته باید آن را متمایز از عوامانه کردن جامعه شناسی دانست، از جمله اهدافی است که در قالب جامعه‌‌شناسی مردم مدار دنبال می شود. جامعه شناسی مردم مدار، همچنان ریشه‌های خود را در جامعه‌شناسی حرفه ای می بیند و بدون توجه و نگاه به جامعه شناسی حرفه ای نمی تواند دوام آورده و بقای خود را تضمین كند.  سی رایت میلز که از جمله متفکرانی است که در سنت جامعه شناسی مردم مدار به آن توجه می شود، پیوند میان مسائل شخصی با مسائل عام اجتماعی و رایج کردن چنین باورداشتی را برای مردم از مهمترین اهداف جامعه‌شناسی مردم‌مدار مي‌داند جامعه شناسی مردم‌مدار دانش را نه برای آکادمی، نه برای دولت ها و بازار و نه برای نقد آثار علمی، بلکه توجهش را مستقیماً به گروه‌های مردمی معطوف می‌کند. این درحالی است که به باور وي این مواجهه با مردم نه یک سویه بلکه دو طرفه و در قالبی گفتگویی شکل می‌گیرد. این در شرایطی است که تصور غالبی که از سنت جامعه شناسی مردم مدار وجود دارد، عمدتاً معطوف به نوع «سنتی» آن بوده که قالبی تک گویانه به خود می گیرد، حال آنکه با برداشتی ارگانیک، جامعه شناسان مردم مدار از طریق گفتگو با مردم، توامان از مردم می آموزند و به ‌نها نیز آموزش می‌دهند. این نوع جامعه شناسی «روش»، «نظریه» و «تاریخ» خود را دارد. در واقع، جامعه شناسی مردم مدار همچون چتری عمل می کند که در آن رویکردهای روش‌شناختی و تئوریکی را که متناسب با پروژه‌اش است را از دل تاریخ جامعه شناسی بیرون می کشد و برجسته می سازد.دکتر بهرنگ صدیقی، مدیر کارگروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار در مقاله‌اي كه در سايت اين انجمن منتشر شده، اهداف جامعه‌شناسی مردم مدار را به چهار مورد، شامل گسترش مخاطبان جامعه‌شناسی، حفظ شرایط گفت‌وگویی در تولید دانش جامعه‌شناسی، رهایی‌بخشی و گسترش تخیل جامعه‌شناختی به واسطه پیوند میان گرفتاری‌های شخصی با مسائل عام اجتماعی و نیز پیوند میان سرگذشت شخصی و تاریخ اجتماعی تقسيم مي‌كند و پیامد مستقیم این نوع جامعه‌شناسی را رشد مطالبات اجتماعی گروه‌های مردمی مي‌داند.اما هنگامی که صحبت از روش های جامعه شناسی مردم مدار می شود، بايد يادمان باشد كه  صحبت از روش هائی است که برای گفتگو و ارتباط برقرار کردن با گروه های مردمی به کار می آید و از جمله به بهره گیری از ابزارهایی چون سینما و عکاسی و مطبوعات و ... اشاره می‌شود.دكتر فاضل از اساتيد جامعه شناسي دانشگاه تهران نيز سه مولفه اساسی براي جامعه‌شناسی مردم‌مدار مطرح مي‌كند. دیالوگ، تناسب، و دسترس پذیری . "دیالوگ" زمینه ساز مشارکت مردم در تولید علم جامعه‌شناسی، "تناسب"عامل پیوند جامعه‌شناسی با مسائل مردم و نیز طرح آنها بر بستری تاریخی است و "دسترس پذیری" نیز امکان فهم معرفت جامعه شناختی را برای مردم فراهم می‌آورد، که البته همین امر می‌تواند دامی پیش روی جامعه‌شناسی مردم‌مدار نیز باشد. فاضلی در تشریح نسبت میان جامعه‌شناسی مردم‌مدار و جامعه‌شناس مردم‌مدار مي گويد كه نمی‌توان از هر یک از انواع جامعه‌شناسی پرورش جامعه شناس مردم‌مدار طلب کرد. مردم‌مدار بودن یک جامعه شناس مستلزم برخورداری از نوعی اخلاق است که مختص این گونه از جامعه‌شناسی است. در مجموع، به تعبیر بوراووی، باید گفت جامعه‌شناس مردم‌مدار نوعی خصلت "پارتیزانی" دارد و بر مبنای همین خصلت پارتیزانی است که جامعه‌شناسی مردم‌مدار با هیچ روش و موضع روش شناختی برخوردی جزم اندیشانه ندارد. دوری از جزم اندیشی در مورد ارزش‌ها نیز صادق است. به عبارتی دیگر، این نوع از جامعه‌شناسی زمینه بحث در مورد ارزش‌ها را فراهم می‌کند بدون آن که هیچ ارزشی را تحمیل كند.در مجموع، جامعه‌شناسی مردم‌مدار را گونه‌ای از جامعه‌شناسی بايد دانست که با برخورداری از صراحت مفهومی و دقت روش شناختی، داعیه هایی به اندازه یافته‌های تجربی خود دارد و با خصلتی پارتیزانی به مسائل مردم می پردازد.


برچسب‌ها: جامعه شناسي مردم مدار
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 11:45 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

محل عكس روستاي خرانق حوالي شهر يزد
دي ماه ۱۳۹۰

+ نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت 12:8 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

اينجا تهران
آسمان‌ پرنده ندارد
پنجره ها ويران
*

اينجا طهران
صداي بغ بغوي كبوترها
پنجره‌ها ويران
*

اينجا ت ه ر ا ن
شهر نوستالژي‌هاي وبران
آسمانِ بي رنگ 
*

اينجا شهر صد رنگ
شهر من، ما، او

اينجا مي‌خواهد تهران بماند
*

...


برچسب‌ها: تهران طهران پنجره قديمي
+ نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 13:47 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

بشر براي برقراري ارتباطات از راه دور خود ، نمادها و وسايل بيشماري را به خدمت گرفت؛ از علامت دود گرفته تا ارسال نامه.نامه براي ساليان دراز مهمترين واسطه ارتباط ميان فردي بود. پس از آن تلفن وسيله ارتباط و مكالمه در زمان واحد را فراهم كرد. سپس اينترنت به طور برجسته اي زندگي ارتباطي روزمره مردم را با برقراري ارتباطات آنلاين مثل چت و ايميل تغيير داد و اکنون رسانه و واسطه نوظهور عصر حاضر تلفن‌همراه‌است. تلفن‌همراه نزديكي ارتباطات را عليرغم وجود فاصله‌ها بيش از هر كانال ديگري فراهم كرد. اين وسيله كه ابتدا به عنوان وسيله تعاملات تجاري مورد استفاده قرار مي‌گرفت و هنوز نيز در آن حوزه نقش مهمي‌ايفا مي‌كند؛ هم اكنون به عنوان يك واسط مداوم در ارتباطات‌ميان‌فردي است.در حال حاضر نزديک به يک ميليارد نفر در جهان تلفن‌همراه دارند؛ و طبق اعلام شرکت ارتباطات سيار ايران  و ايرانسل ميزان 44 ميليون سيم‌كارت در حدود 5/16 ميليون سيم‌كارت دائمي و حدود 28 ميليون دائمي است و تاكنون بيش از 18 ميليون سيم‌كارت ايرانسل عرضه شده است. بنابراين تلفن‌همراه هم به عنوان واسطه ارتباطات‌ميان‌فردي ، هم به عنوان رسانه و هم وسيله سرگرمي قابل تامل و بررسي است.علاوه‌بر کاربردهايي براي تسهيل ارتباطات ميان‌فردي، استفاده شرکت‌هاي تجاري براي تبليغات بازرگاني، تبليغات سياسي کانديداهاي رياست جمهوري، مجلس و شوراها، ارسال اخبار بعضي از روزنامه‌ها از طريق سرويس پيام‌کوتاه براي مشترکان، نظرسنجي‌ها و مسابقات راديو تلويزيوني را مي‌توان به عنوان کاربردهاي ارتباط جمعي پيام‌کوتاه برشمرد و راديو، امکان دريافت برنامه‌هاي تلويزيوني ، امکان اتصال به اينترنت و يا دريافت صفحات روزنامه مي‌تواند مجموعه کاربردهاي رسانه جمعي را در تلفن‌همراه شامل شود و بازي‌هاي موبايلي، امکان دريافت و ارسال فايل‌هاي صوتي و تصويري جالب، ضبط و پخش موسيقي، عکاسي و فيلمبرداري نيز سرگرمي‌هاي جديد با استفاده از تلفن‌همراه را شکل داده‌است. شکل گيري روابط دوستانه و عاشقانه از طريق تلفن‌همراه و پيام کوتاه قدري پيچيده‌است و در فرهنگ‌هاي مختلف متفاوت است. با اين حال، به نظر مي‌رسد که جوانان براي شکل دهي به يک رابطه دوستانه يا عاشقانه ابتدا شروع به فهم زمينه‌هاي ارتباط با جنس مخالف خود مي‌کنند: فهميدن اينکه آيا ديگران نيز به آنان علاقه مند هستند يا نه؟ اين کار بوسيله پيام‌هاي شوخي، نامه‌هاي زنجيره اي و ارسال پيام‌هاي صوتي هشداردهنده انجام مي‌شود. محتواي صميمي‌پيام، اغلب با يک صورتک - که مي‌تواند به عنوان يک فضاي اجتماعي عمل کند. - تعديل مي‌شود. معناي ترکيبي اين دو به معناي آن است که دارم شوخي مي‌کنم. البته، اين خود نوعي «زمينه سازي» يا «زمينه سنجي» است. فرد مي‌کوشد با حرکت مارپيچ بين جدي و شوخي ميزان تمايل و علاقه فرد مقابل را بسنجد. کم کم پيام‌ها شخصي تر مي‌شود و ارتباط واقعي مي‌تواند با يک پيام صريح شروع شود. ارتباطات تلفن‌همراه اغلب در آغاز، خيلي گيج کننده‌است. هدف اصلي از تبادل پيام کوتاه در ابتدا شناخت و محک زدن يکديگر است. حتي يک جوان خجالتي ممکن است در پيام کوتاه درباره چيزي بنويسد که در غير اينصورت جرأت نمي‌کرد آن را بگويد. در هر حال، تلفن‌همراه و پيام کوتاه الگوهاي ارتباطي را تغيير داده‌است. اين که در آينده تب و تاب استفاده از تلفن‌همراه يا پيام‌هاي کوتاه فرو خواهد نشست يا نه، موضوعي است که بايد آن را به آينده واگذار کرد. اما در حال حاضر مي‌توان تغييرات در الگوهاي ارتباطي جوانان بر اساس استفاده از تلفن‌همراه را به وضوح ديد.
*منتشر شده در روزنامه ملت ما


برچسب‌ها: تلفن همراه, ارتباطات ميان فردي, ملت ما
+ نوشته شده در یکشنبه 18 دی1390ساعت 13:30 توسط محمد اسماعیل حق پرست |


نه! تو زنگ مي زني و گوش هاي من نوازش مي شود، صداي آرام اشك هاي كه نديده مي فهممشان...
نه! تو مي خواني و من فقط آرام مي گيرم!
نه! تو چشم هايت را مي بندي و من فقط نگاه مي كنم به  اين همه زيبايي...
نه! تو همان "آزاد"ي كه نمي نشيني در قفس دست‌هاي من...
نه! تو همان سرخ پوش ميدان فردوسي سال 1390،  تو همان ياقوت سرخ ميدان دل...
نه! تو هماني، هماني كه بايد باشي...

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 دی1390ساعت 11:4 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

اسماعيل حق پرست: وبلاگ‌نویسی در ایران فراز و فرودهای زیادی را تجربه کرده‌است. درآغاز صفحه‌ای شخصی برای روز نوشت‌ها و خاطرات تعریف می‌شد، روزگاری به رسانه‌های پویا برای فعالیت‌های مدنی تبدیل شده بود و روزگار دیگر ابزار دست سیاسی ‌نویسان بی ‌رسانه شده ‌بود. امروزکه بی شک وبلاگ‌ها به مثابه یک رسانه در علم ارتباطات مطرح شده‌اند دیگر شاید کارکردهای همیشگی خود را از دست داده باشند.  "بسیاری افراد به وبلاگ‌نویسی روی آورده و بعد آن را کنار گذاشته‌اند. همه فکر می‌کنند که چیزی برای گفتن دارند، اما زمانی که صحنه را در اختیار آنها می‌گذارید و از آنها می‌خواهید حرفشان را بزنند، تازه معلوم می‌شود واقعا حرفی برای گفتن دارند یا نه."

دوران افول وبلاگ‌نویسی با همین تغییر مفهومی شروع شده است، وبلاگی موفق و پرمخاطب است که رسانه باشد، و در این دنیای رسانه‌های متکثر اعتماد به رسانه‌های شخصی شاید چندان جایگاهی نداشته باشد و طرحی از پیش شکست خورده به حساب بیاید. با این اوصاف این سوال باقی است که آیا مرگ وبلاگ‌نویسی فرار رسیده است؟! شاید بتوان وبلاگ‌ها را به انسان‌ها تشبیه کرد. وبلاگ‌ها مانند انسان‌ها روزی متولد می شوند و بعد از گذشت مدتی می‌میرند. بعضی از وبلاگ ها عمری طولانی دارند و بعضی عمری کوتاه. بعضی از وبلاگ ها از روزی که متولد می شوند غمگین هستند و تا روزی که از دنیا می روند همچنان غمگینند و بعضی وقتی متولد می شوند شاد هستند ولی بعد از گذشت مدتی غمگین می شوند و بعد از مدتی از دنیای وبلاگ نویسی می روند.و بعضی دیگر شاد می‌آیند و شاد می‌روند.
اما ان چيزي كه اين رفتن و آمدن را مهم و تاثير گزار مي كند جايگزيني نقش مهم وبلاگ در عصر ديجيتالي است،  طبیعی هست که حضور در شبکه های اجتماعی چندین برابر ارتباط ها را آسان تر و همچنین سریع تر کرده است. 
ایتهایی مثل :فس بوک " و "تویتر" با فراهم کردن امکان مینی مال نویسی جایگزین نوشته های چند پاراگرافی وبلاگها می شوند . ولی با کمی دقت می توان تغییر ماهیت این گروههای اجتماعی را رصد کرد. این سایتها دیگر محل دوست یابی و تبادل حرفهای خصوصی ترنیستند و فضای متفاوتی را برای شما ایجاد نمی کنند که حرف دل تان را با دوستان مجازی تان در میان بگذارید. ارسال و یافتن متن ها و فیلم های خبری جایگزین نقش های سابق آن شده است .دیگر ازآن شیطنت های دوستانه و مینی مال های غافلگیرکننده خبری نیست.
 شايد به توان گفت امروز  وبلاگ‌هایی که زمانی برای ارتباط با هم و آگاه شدن از عقاید هم و صحبت و تبادل نظر ازآنها استفاده می‌شد فقط یک آدرس اینترنتی را اشغال کرده‌اند و نويسندگان آن با كوچ به فضاهاي چند بعدي تر همچون شبكه هاي اجتماعي مجازي ان ها را به عمق تاريخ عصر ديجيتال حول داده اند.

*منتشر شده در روزنامه ملت ما

+ نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 14:9 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

چاي بهارنارنج هايش هم
در اين زمستان
در اين آسمان بي كلاغ 
بوي هميشگيش را نمي‌دهد!
(پنجره كافه كا/دي ماه 1390)
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 دی1390ساعت 11:20 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

ديروز ثبت نام براي نشستن بر روي صندلي هاي سبز رنگ پارلمان ايران آغاز شد. بي شك اولين گزينه بعد از ثبت نام در ذهن كانديداهاي محترم بحث تبليغات خواهد بود. تبليغات انتخاباتي را مي توان به دو دسته اصلي رسانه اي و غير رسانه اي تقسيم كرد از سوي ديگر هر كدام از اين دو دسته نيز به تبليغات مستقيم و غير مستقيم قابل تقسيم اند. واضحترين تبليغات مستقيم رسانه اي انتشار آگهيهاي تبليغاتي از طريق تامين هزينه آن از سوي آگهي دهنده است مهمترين تفاوت چنين تبليغي با گونه هاي ديگر، از جمله پروپاگاندا وجود جهت گيري هميشه مثبت در آنها، عدم الزام در يكساني آگهي دهنده و منتشر كننده آگهي، و در نتيجه عدم الزام در وجود اعتقاد راستين منتشر كننده به آگهي دهنده و محتواي آگهي او و در واقع وجود يك رابطه مادي (پولي) ميان اين دو و مشخص بودن آگهي دهنده براي گيرنده پيام است.در تبليغات غير مستقيم رسانه اي، يا آن رابطه مادي (پولي) وجود ندارد و يا اگر وجود داشته باشد، كاملا پنهان است همچنين اين باور در گيرنده پيام به وجود مي آيد كه فرستنده پيام (رسانه)، خود نيز نسبت به پيام و منبع پيام جهت گيري دارد.با اين دسته بندي مي توان آگهيهاي انتخاباتي نامزدها در مطبوعات، پوسترها و تابلوهاي خياباني آنان را از نمونه هاي بارز تبليغات مستقيم رسانه اي دانست واز آن سو، مقالات مطبوعاتي سخنرانيهاي حاميان نامزدها در مجامع خطبه هاي نماز جمعه و از اين قبيل را نمونه هاي تبليغات غير مستقيم رسانه اي محسوب داشت. اما انچه كه امروز رسانه ها را در صدر انتخاب كانديدها براي تبلغات خود قرار مي‌دهد ضريب نفوذ بالاي اينترنت و هزينه هاي پايين راه اندازي يك وب سايت يا يك رسانه مدرن در مقابل برگزاري يك ميتينگ سياسي است. رسانه هاي جديد كه به اشكالي همچون بلوتوث، پيام كوتاه، وب سايت هاي خبري و تحليلي و مهمتر از همه شبكه هاي مجازي متبلور مي شود امروز با خصلت هاي همچون كم هزينه بودن، فراگيري بالا و بي زمان و مكان بودن ياد مي شوند. همه اين خصوصيات آن چيزي است كه كانديدهاي موفق را واميدارد براي حضور در اين رقابت دست به دامان رسانه‌ها باشند.

 *منتشر شده در صفحه آخر روزنامه ملت ما

+ نوشته شده در دوشنبه 5 دی1390ساعت 10:12 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

اين سه تصوير در حقيقت يك تابلو هستند. تابلوي با قدمت بيش از 300 سال نصب شده در مقبره شاه نعمت الله ولي در ماهان كرمان است كه ازهر جهت كه به ان نگاه كني تصوير متفاوتي مي بينيد. از بالا به پايين، تصوير اول تمثال سر بريده حسين بن علي (ع) است و تصوير دوم خيم‌هاي جنگ و تصوير سوم بدن بدون سرامام حسين را مي بينيد. چندين تابلو سه بعدي ديگر نيز در اين مقبره نصب بود. 

+ نوشته شده در یکشنبه 4 دی1390ساعت 10:18 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

جشنواره زدگی هنر، از پدیده های است که همه ابعاد هنر ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است. توان مدیریتی، مالی و حتی سیاست‌گذاری دستگاه هنری کشور، تحت تاثیر این پدیده برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت خود را تنظیم می کند. این پدیده به قدری فراگیر و گسترده است که مفاهیمی چون میزان رشد، ارتقا و مفید بودن آثار هنری را تعیین می کند. موفقیت جشنواره ها دلیل موفقیت هنر و عدم موفقیت آن، دلیل عدم موفقیت هنر تلقی می شود.
" در طول سال های اخیر، جشنواره ها غیر از توجه به جنبه های تاثیربخشی و جستجوی یافتن راهی برای مخاطب گرایی، هیچ جنبه مثبت دیگری نداشته اند. جشنواره ها، شوها و پرفورمنس ها، یا راه های رسیدن به جذب مخاطب بیشتر را جستجو می کنند و یا به دنبال آزمایش محصولات ایدئولوژیک خود هستند.
جشنواره ها متعدد در شاخه های هنری مختلف به جشنواره زدی هنر دامن زده است تا به آنجایی که آفت تولید اثرهنری تکرای و سفارشی با نگاه جشنواره ای رشد زیادی داشته است. اما آنچه که نگارنده را متقاعد به نوشتن این یادداشت کوتاه در این بولتن کرد تفاوت جشنواره های دوربین.نت با دیگر جشنواره های اینچنینی در سطح کشور است. 
به صراحت می توان این ادعا را مطرح کرد که جشنواره های دوربین. نت به تولید اثر رسیده اند. تولید اثر نه در وجه منفی آن، بلکه تولیدی که اول از همه سفارشی نیست، دوم نگاهی غالب و جهت دار ندارد و سومین نکته و مهمترین نکته توسط همه سطوح هنرمند تولید می شود. به عبارتی دیگر نگارنده معتقد است که جشنواره های دوربین. نت توانسته است در صنعت عکاسی ایران در جایگاهی قرارگیرد که نتنها در آفت هنرجشنواره ای نیفتد، بلکه با تکیه بر توان شرکت کنندگان خود دست به تولید اثاری مستقل و نمایشگاهی از آنها بزند. در طول یک سال عکاسی، عکاسان حاضر در جشنواره به دنبال ثبت لحظه ای برای حضور در این جشنواره نيستند، بلكه در پايان هر سال اين عكاسان به دور هم جمع مي شوند و با هر سليقه و گرايش و نگاهي كه محصول فرديت هنري آنهاست جشنواره عكس خبري دوربين نت را راه اندازي مي كنند. اين درخت برومند كه ششمين سال خود را آغاز كرده است مفتخر است كه فرياد بزند، مروج هنر جشنواره اي نيست و نخواهد بود و به دور از هرگونه تنگ نظري عكس ها را به داوري مي‌سپارد و نتيجه آنها مي‌شود همين نمايشگاهي  كه اين روزها در گالري برگ برپا شده است.

*منتشر شده در شماره يك ويژه نامه جشنواره ششم دوربين.نت/كاغذ باتله
*منتشر شده در روزنامه ملت ما/پنج شنبه ۳آذرماه۹۰

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آذر1390ساعت 20:29 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

و مي بارد برف، باران، آرام آرام، پشت پنجره ها.
 تو نيستي،
 بخار گرفت پنجره از اه من!
تو نیستی،
هیچکس نبودنت را چون پنجره نمی فهمد.
پنجره فاصله است
شیشه را بشکن
برف می بارد
و ماه با امید رسیدنت
پشت پنجره
 سر بر بالین میگذارد ...
+ نوشته شده در سه شنبه 17 آبان1390ساعت 18:34 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

بدان سرخ‌پوشی بیندیش
که عمری مرتب به سروقت میعاد می‌رفت
و معشوق او را چنان کاشت
که اکنون درختی‌ست برگ و برش سرخ

سپانلو

+ نوشته شده در سه شنبه 26 مهر1390ساعت 10:50 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

صفحه ويژه مراسم قاليشويان مشهداردهال فردا در روزنامه فرهيختگان ببينيد
عكس‌ها و متن اسماعيل حق‌پرست

+ نوشته شده در شنبه 9 مهر1390ساعت 14:49 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

امروز به جاي شعرخواندن 
بيا نقاشي كنيم!
بوم، آبرنگ و قلم مو
رنگ آبي هم كه هست
ان بالا بايد آبي باشد
نه، آسمان شب را بيشتر دوست داري
يكم رنگ بردار، كنتراستش بايد بيشتر باشد
امشب، آسمان.
ماه را هم دوست دارم
.آن گوشه
باشد بد نيست
قلم موي كرد را بده!
ماه بدرباشد زيباتر است
بدر بدر
زير نور مهتاب
زير ابرهاي خاكستري
نه، ستاره نه
آسمان من نمي خواهد ستاره داشته باشد.
پايين تابلو هرچه مي خواهد باشد
من شعرم را كشيده‌ام
شايد نقاشيم بهتر باشد.

عكس جاي حوالي آبعلي

+ نوشته شده در سه شنبه 22 شهریور1390ساعت 12:56 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

*فرهيختگان-اسماعيل حق پرست:خبرخوبي مخابره مي شود. آمنه بهرامی، زن جوانی که شش سال پیش خواستگارش به روی صورتش اسید پاشیده بود از اجرای حکم قصاص منصرف شد. قبلا آمنه بهرامی برای او تقاضای قصاص کرده و گفته بود که او هم باید به همین وضعیت (از دست دادن بینایی) گرفتار شود.  مادر و پدر خانم بهرامی نیز در واکنش گفته اند به این که دختری مانند آمنه دارند، افتخار می کنند. آمنه  از مردم ایران خواسته تا او را فراموش نکنند و برای ادامه درمان به او کمک کنند. آمنه در آخرین لحظات، فرد مجرم را بخشیده است. بي شك حق قصاص براي آمنه چه ازنگاه حقوقي و چه از نگاه عرفي محفوظ بود اما چه حسي در لحظات آخراو را از اين تصميم منصرف مي‌كند؟ آمنه پيش از اين گفته بود این حکم را برای جامعه می‌خواهد: «می‌خواهم اجرای حکم درس عبرتی باشد برای کسانی که ناجوانمردانه از اسید استفاده می‌کنند. وقتی حکم قصاص چشم‌های مجید صادر شد، به من گفتند بیا تا حکم را اجرا کنیم؛ اما من گفتم باید خبرنگارها هم باشند تا خبر این قصاص به گوش کسانی برسد که می‌خواهند با اسید، زندگی دیگران را تباه کنند.» اما بديهي بود كه این مجازات نه تنها باعث کاهش یا پیشگیری از وقوع جرم نبود بلکه باعث می‌شود جامعه خشونت را بار دیگر تجربه کند و در نتیجه خشونت امری عادی در جامعه به حساب آید و در نهایت، دستاویزی شود برای کسانی که مستعد اعمال خشونت در جامعه هستند. امنه نخواست خشونت كند، نخواست انتقام كيرد. امنه مي توانست با اجراي اين حكم يك بارديگر خشونت را به جامعه تزريق كند، خشونتي كه اين بار از مشروعيت به نام قصاص برخوردار بود. اما آيا تزريق خشونت با هر مشروعيتي از خشونت هاي بعدي جلوگيري مي كند؟ امروزكه به استناد اخبار رسمي هجم خشونت و عدم امنيت اجتماعي به اوج خود رسيده است، شايد گذشت آمنه از اين قصاص و عدم تكرار يك خشونت خبر خوشي براي آغاز يك راه در جامعه باشد كه خشونت را با گذشت پاسخ دهد. يادمان باشد، خشونت، هرچه كه باشد چه در مقام جرم، چه در مقام انتقام خشونت به دنبال دارد.

*يادداشت منتشر شده در صفحه اول فرهيختگان ده مردادماه.

+ نوشته شده در دوشنبه 10 مرداد1390ساعت 10:11 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

و این اگر معجزه نیست پس چیست؟ مرا چنان بی خواب کردي که ماهها ست به دنبال پروانه می گردم، و این داستان غربت من و پروانه است.گوش من هنوز واومانده نسیم پرهای توست،‌ و چشم من همچنان خود را به خواب زده است، خودرا پشت پنجره هاي اتاقت تصور مي كند.
پروانه، كاش بودی و با هم به آشیانه گل ها می رفتیم،‌ کوچه كردي زير سايه ابرهاي آبي. شب كه مي‌شد آرام مي‌رفتيم روي مهتاب، روي ماه قدم مي‌زديم. اگر تو بودي، گلها حسادتشان مي‌شد. تو بودي من!
تو كه پروانه باشي، باران صداي پاي توست، نم نم باران شاخه های لخت را نوازش می دهد و تو بازخواهي گشت. ‌رنگين كمان مي شود و به قول شاعر:" چه فرقی می کند، من عاشق تو باشم، یا تو عاشق من، چه فرقی می کند،‌ رنگین کمان، از کدام سمت آسمان، آغاز می شود." مهم اين است كه كه تو بازخواهي گشت. 
و من بالهاي تو را در آغوش مي گيرم، لبانم پرواز مي كند. چشم هايم رنگي مي بيند. تو كه پروانه باشي،‌ رنگين كمان مي شود، توبازخواهي گشت.

+ نوشته شده در یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 17:35 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

بهار كه تمام شد، ديگر تو را نخواهم ديد. دلم پاييز شده است، برگ شادي ريخته است، برگ هاي زرد و نارنجي پاييزي بويت را نمي برند، چه کنم اگر نبینم روزی آمدنت را ، نشستنت را ، قدم زدنت را ، تاب خوردنت را ، در خیال خفتنت را.  كاش خانه اتان بالكن داشت، تا من هي در كوچه تنهايي قدم مي زدم و هي به انتظار تو به بالكنتان خيره مي شدم و تو آن ورپنجره پشت پرده‌هاي نيلوفري خانه‌اتان چشم‌غره مي‌رفتي و من هي‌خيره نگاه مي‌كردم آسمان را.وامتداد پاییز، زمستان سفيدي است كه كلاغ‌ها پرخواهند زد از اين شهر، و اي كاش من يكي از ‌آن كلاغ‌هاي سياه بودم، تا بربالاترين نقطه شاخه‌هاي خشك درخت مابينمان لانه‌اي مي‌ساختم و تو ناشناس در سرماي زمستان، با دست هاي گرمت برايم ته‌مانده‌هاي غذا پرتاب مي كردي و من براي قدرداني قارقاري مي‌كردم كه شايد در خواب‌هاي زمستاني‌ات به سراغت مي‌امدم و سهمي برايم كنار مي‌گذاشتي.
و امتداد زمستان، بهار است. بهار كه بيايد چه قدر دلم برايت تنگ مي شود....


+ نوشته شده در چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 14:3 توسط محمد اسماعیل حق پرست |

برايت خواندم "تو ماه را، بیشتر از همه دوست می داشتی،..." تو خنديدي گفتي"من خودم همان ماه چسبيده روي پنجره هستم". نمي دانستم چگونه ادامه شعر را بخوانم وقتي خودت "ماه" همان پنجره هستي. مثل همين الان كه نمي دانم چرا بايد بنويسم تو برايم با همان ماهي كه از پنجره اتاقم هر شب نگاهش مي كنم فرقي نداري، همان ماهي كه شب هاي اول ماه براي نبودنش اشك مي ريزم و نيمه ماه از لذت ديدارش خواب به چشمهايم نمي آيد. تو و "ماه" فرقي نداريد، هر دو هميشه يك نيمه اتان رو به من است، هر دو نيمه پنهاني داريد كه همه در حسرت حتي يك نگاه مانده‌اند. تو و "ماه" فرقي نداريد، هر دو نيروي گرانشتان همه چيز را زير و رو مي كند مگر چه فرقي بين جزرو مد و دوست داشتن تو وجود دارد! هرچي بيشتر مي تابي، دريا بيشتر بالا مي آيد، هرچه بيشتر نباشي، بيشتر به انتظار مد مي نشيند اين دل! مهم اين است كه تو و "ماه" فرقي نداريد.

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

+ نوشته شده در دوشنبه 20 تیر1390ساعت 16:34 توسط محمد اسماعیل حق پرست |